hastibog

جستجوگر

درباره ما

پيوندهای سایت

    لينكي ثبت نشده است

خبر نامه

عضویت لغو عضویت

پیوندهای روزانه

    لينكي ثبت نشده است

آرشيو مطالب

    افراد آنلاين : 1
    بازديد امروز : 33
    بازديد ديروز : 32
    بازديد كل : 114

حكايت پند آموز زن كامل حكايت پند آموز زن كامل

حكايت پند آموز زن كامل
ملا نصر‌الدين با دوستي صحبت مي‌كرد. خوب ملا، هيچ وقت به فكر ازدواج افتاده‌اي ملا نصر‌الدين پاسخ داد: فكر كرده‌ام. جوان كه بودم، تصميم گرفتم زن كاملي پيدا كنم. از صحرا گذشتم و به دمشق رفتم و با زن پر حرارت و زيبايي آشنا شدم اما او از دنيا بي‌خبر بود. بعد به اصفهان رفتم؛ آن جا هم با زني آشنا شدم كه معلومات زيادي درباره‌ي آسمان داشت، اما زيبا نبود. بعد به قاهره رفتم و نزديك بود با دختر زيبا با ايمان و تحصيل كرده‌اي ازدواج كنم.
پس چرا با او ازدواج نكردي آه، رفيق! متاسفانه او هم دنبال مرد كاملي مي‌گشت!

بازدید : | ۴ شهريور ۱۳۹۹ | ۱۲:۰۷:۳۵ | hasti
برچسب: حكايت پند آموز زن كامل،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان